به ابر گفت من می میرم اما جوابی نشنید
قطره گفت مادرم نگذار بر چنین سرنوشتی دچار شوم
ابر رهایش کرد
قطره کج شد
کشیده شد
پهن شد
سپس درخت او را در اغوش کشید
قطره به برگ گفت مادرم ....
اما پاسخی نشنید
قطره لیز خرد و در برکه فرو رفت
به برکه گفت مادرم...مادرم
باز هم صدایی نیامد
قطره خاموش شد
سپس شنید که همه قطره ها می گفتند مادرم...مادرم.....
از برکه از ابر از دریا و از توفان
سپس قطره نیست شد
صبا دختري كه مي نويسد ...ما را در سایت صبا دختري كه مي نويسد دنبال میکنید
برچسب: قطره,قطره فلوکورت,قطره ورزشی,قطره تنگ کننده واژن,قطرة حب,قطره گرفتگی گوش,قطره چکان,قطره سیپلکس,قطره آب,قطره ویتاگنوس, نویسنده: بازدید: 11
ما را در سایت صبا دختري كه مي نويسد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 24
آنقدر فرش را خرد تا اتاق لخت شد و بعد با شکمی که قوس بلندی داشت به خواب رفت
بیرون از خانه کلاغ ها بی وقفه جیغ میکشیدند و تا چشمشان به تکه نانی می افتاد دیگر حالیشان نمیشد بچه ای هم زاییده اند این شهر غریزه شان را کشته بود
جوجه های گرسنه روی شاخه های درخت سنگینی میکردند و با هر جیغشان درخت بیشتر خم می شد اخر هم خودش را روی دیوار ترک خرده ای انداخت
صبا دختري كه مي نويسد ...ما را در سایت صبا دختري كه مي نويسد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 9